عزيز دولت آبادى
561
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
اوست : زبانى غير خاموشى ندارد * به خاطر جز فراموشى ندارد * * * چه جلوه بود كه در حسن باغ پيدا شد * كه شاخ گل قفس بلبلان شيدا شد * * * من آن مرغم كه آهنگ نوى در هر قفس دارم * صفيرى مىكشم تا نعرهوارى از نفس دارم ( تذكرهء نصرآبادى ، ص 208 - 209 - كلمات الشعراء ، ص 49 - تذكرهء خوشنويسان : غلام محمد هفت قلمى ، ص 56 - 58 - امتحان الفضلا ، ج 2 ، ص 361 - 377 - صبح گلشن ، ص 213 - قاموس الاعلام ، ج 4 ، ص 2742 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 270 - احوال و آثار خوشنويسان ، بخش 2 ، ص 447 ، تاريخ تذكرهها ، ج 2 ، ص 603 - 605 ) على رضاى عباسى تبريزى از بزرگترين خوشنويسان ثلث و نستعليق دورهء صفوى است . وى در نسخ شاگرد علا بيگ تبريزى و در نستعليق شاگرد محمد حسين تبريزى بود . قاضى مير احمد منشى مؤلف گلستان هنر مىنويسد : « صاحب اخلاق حميده و اوصاف پسنديده است . بعد از فترت روميه ( 994 ) و خرابى دارالسلطنهء تبريز به قزوين آمد و در آن بلده توطن اختيار نموده در مسجد جامع آنجا رحل اقامت انداخته به كتابت اشتغال نمودند كتابههاى مسجد جامع به خط اوست و چند مصحف در آنجا تمام نمودند . . . وى بعد از چندى به خدمت فرهاد خان قرامانلو ( مقتول در سال 1007 ) سردار معروف آغاز سلطنت شاهعباس درآمد و با او به خراسان و مازندران رفت . آوازهء هنر او به گوش شاهعباس رسيد و او را از فرهاد خان خواست وى در سال 1001 بنابه قول ملا جلال منجم در سلك نديمان مخصوص شاه انتظام يافت و به خلع فاخر سرافراز شد و در سال 1007 منصب كتابدارى را جبرا و قهرا از صادقى بيگ افشار گرفت و در سال 1010 كه شاهعباس ابنيهء آستان قدس رضوى را تعمير مىكرد وى نظارت اين تعمير را عهدهدار بود . و كتيبههاى صحن مبارك و خواجه ربيع را به خط ثلث نگاشت . و الواح زرين دور ضريح كه به وسيلهء